الشيخ الكليني (مترجم: اردكانى )
759
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى)
خويش ، و على عليه السلام به دست راست خود نوشته ( يا به املاى رسول و خط على است ) ، و در آن است هر حلال و حرامى ، و هر چيزى كه مردمان به آن احتياج دارند ، حتّى ديهاى كه در خَراش است » . و دست خويش را به سوى من آورد و بر بعضى از اعضاى من گذاشت ، بعد از آن به من فرمود كه : « اى ابا محمد ، اذن مىدهى كه به دست خويش تو را فشارى دهم ؟ » ابوبصير مىگويد : كه عرض كردم كه : فداى تو گردم ، جز اين نيست كه من بندهء توام ، پس بكن آنچه خواهى . پس به دست خويش مرا فشارى داد و فرمود كه : « حتّى ديهء اين در آن است » . در حالتى كه گويا كسى آن حضرت را به خشم آورده بود ( يعنى : حضرت در وقت گفتن اين قول ، به كسى مىمانست كه غضب داشته باشد ؛ زيرا كه در نزد تذكّر اينها و ملاحظهء انكار خلق و احوال ايشان اسباب تغيّر و غيظ در سر حدّ كمال است ) . ابوبصير مىگويد كه : عرض كردم : به خدا سوگند كه علم ، همين است و منحصر است در اين . فرمود كه : « اين ، علم كاملى است ، و ليكن اين علم آنچه ما مىدانيم نيست » . پس ساعتى ساكت شد ، بعد از آن فرمود كه : « جفر ، در نزد ما است ، و ايشان چه مىدانند كه جفر چه چيز است ؟ » ابوبصير مىگويد كه : عرض كردم كه جفر چيست ؟ فرمود : « ظرفى است از پوست ، كه علم همهء پيغمبران و اوصياى ايشان و علم علماى از بنىاسرائيل كه در گذشتهاند ، همه در آن است » . عرض كردم كه : اين علم ، همان علمى است كه شما داريد ؟ حضرت فرمود كه : « اين ، علم تمامى است ، و ليكن اين علم آن نيست » . پس ساعتى ساكت شد ، بعد از آن فرمود : « مصحف فاطمه عليها السلام ، در نزد ما است ، و ايشان چه مىدانند كه مصحف فاطمه چه چيز است ؟ » ابوبصير مىگويد كه : عرض كردم كه : مصحف فاطمه چيست ؟ حضرت فرمود كه : « مصحفى است كه در آن است سه برابر همين قرآنى كه شما داريد . و به خدا سوگند ، كه يك حرف از قرآن شما در آن نيست » ( يعنى : به طور آيه و طريق قرآنيّت ) . ابوبصير مىگويد كه : گفتم : به خدا سوگند ، كه علم منحصر است در اين . حضرت فرمود كه : « اين ، علم كاملى است ، و ليكن اين علم آن نيست كه ما مىدانيم » . پس ساعتى ساكت شد ، بعد از آن فرمود كه : « نزد ما است علم آنچه بوده ، و علم آنچه خواهد بود تا قيامت برپا شود » . ابوبصير مىگويد كه : عرض كردم : فداى تو گردم ، به خدا سوگند كه اين ، آن علمى است كه شما را باشد . فرمود كه : « اين ، علم بسيار كاملى است ، و ليكن اين علم آن نيست كه ما مىدانيم » . ابوبصير مىگويد كه : عرض كردم : فداى تو گردم ، پس از علم كه شما داريد چه چيز است ؟